پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387
نگرانی آن شب
آیتالله سید محمدجواد نجومی در سال 1303 قمری در کرمانشاه، در یک خانواده روحانی متولد شد. تحصیلات ابتدایی و مقدمات را در زادگاه خود گذراند و برای ادامه تحصیل راهی نجف اشرف شد. مدت کوتاهی در نجف از محضر علمای آن دیار استفاده کرد؛ اما به خاطر مشکلاتی که پیش آمد به شهر خود برگشت و در آنجا تا حد اجتهاد تحصیل نمود. آن مرحوم همزمان با تحصیل، در کلاس خوشنویسی هنرمندان بزرگ کرمانشاه مثل صالح خان کلهر نیز شرکت میکرد طوری که سرانجام در این فن به مقام استادی رسید. آیتالله نجومی سیدی جلیلالقدر و صاحب کرامت بود که در علم و اخلاق زبانزد همه بود. آن مرحوم در هجدهم مرداد سال 1346 شمسی در سن 84 سالگی به رحمت ایزدی پیوست و در شهر قم به خاک سپرده شد.
نگرانی آن شب
خانم نگران بود. چراغهای خانه را روشن کرد و به سوی در دوید. در را باز کرد و به انتهای کوچه نگاه کرد. دورترها چراغ کمسویی از تیر برق آویزان بود و در باد تکان میخورد. در سایه روشن کوچه شبحی از رهگذارن دیده میشد. خانم برگشت. در را بست و به آسمان نگاه کرد. ستارگان کم کم آسمان را پر میکردند. باد سردی که میوزید، صدای پارس سگها را به همراه آورد. خانم یاد حرفهای همسایه افتاد. چند شب پیش سگی به آنها حمله کرده بود و کم مانده بود گازشان بگیرد. دست روی دستش زد و با خود گفت: «نکند همین سگه به آقا هم حمله کند؟ کاش دیگر نگذارم به مسجد برود. پیرمرد اقلّ کم شبها نرود خیالم راحتتر است.»
