یکشنبه ششم آبان 1386
یادی از سفر استانی رئیسجمهور به قم در سال 1385
اصلا به فکر نامه دادن به رئیسجمهور نبودم؛ ولی آنقدر ازدحام بود، آنقدر مردم برای نامه دادن به رئیسجمهور از خود شور و شوق نشان میدادند که ما را هم سر شوق آوردند. صندوقهای پستی خود دنبال مشتری میگشتند. حتی قلم و کاغذ هم به صورت صلواتی گیر میآمد. گفتیم حالا که هم گنجشک مفت است و هم سنگ، یک سنگی هم ما بیندازیم. نامه را نوشتیم و به صندوق پستی انداختیم. سه ماه نگذشت که جواب نامه توسط پستچی رسید. دوباره بعد از یک هفته به خانه زنگ زدند. دو سه هفته دیگر وقتی سراغ ایمیلم رفتم دیدم از دفتر آقای رئیس جمهور دارند توسط ایمیل هم نتیجه نامه را پیگیری میکنند. صادقانه بگویم اگرچه نامه من با توجه به شرایطی که داشتم به نتیجه نرسید؛ ولی این قضیه برای من یک اتمام حجت و یک شاهد عینی شد که قبول کنم واقعاً در این دولت یک تصمیم جدی برای رسیدگی به مشکلات مردم وجود دارد.
