سه شنبه پانزدهم آبان 1386
معرفی دوستان داستان نویس و شاعر یکی از بخشهای قدیمی وبلاگ من است. از مدتها پیش تصمیم داشتم دوست عزیزم جناب آقای مسلم ناصری را خدمت مخاطبان عزیز معرفی کنم. متاسفانه کثرت گرفتاریها و مشغلهها و ضرورت بیان مسائل دیگر موجب میشد این مهم به تأخیر افتد. به هر حال امروز حالم را بر انجام این کار مساعد میبینم. امیدوارم توانسته باشم حق مطلب را ادا کرده باشم.
استاد بزرگوار ما جناب آقای ناصری اهل یکی از روستاهای کاشمر در استان خراسان رضوی هستند. ایشان در یک خانواده مستضعف و کشاورز پا به عرصه وجود میگذارند و در اوان طفولیت از نعمت پدر محروم میشوند و زندگی را مثل بیشتر بزرگانی که بعدها از مشاهیر علم و فرهنگ شدهاند، با مشکلاتی مثل یتیمی و فقر و محرومیتهای اجتماعی شروع میکنند. نویسندگی و نبوغ خاص هنری از همان شروع تحصیلات ابتدائی، خودش را در چهره او نشان میدهد. او با نوشتن قصهها و نمایشنامهها در عالم کودکانه خود و خواندن و اجرای آنها در مدرسه، خودش را یکی از چهرههای فعال دانشآموزی نشان میدهد. وقتی سوم راهنمایی را تمام میکند با راهنمایی و هدایت دوستان راهی حوزه علمیه قم میشود.
در قم با مجله سلام بچهها آشنا میشود. با استاد مظفر سالاری. با آقای حسنزاده سردبیر مجله سلام بچهها و دیگر نویسندگان این مجله و او با ارائه قصههای تخیلی خود به مجله به صورت جدی وارد عرصه داستان نویسی میشود. از داستانهای خوب و جالب او که در آن زمان (سالهای 74 تا 77) در مجله چاپ شد و من خودم در مجله خواندم داستنهای مجموعه «من و اربابم» بود. این مجموعه بعدها توسط انتشارات قدیانی در 4 جلد به چاپ رسید.
مسلم ناصری بعدها برای آشنایی و استفاده بیشتر از اساتید داستاننویسی به تهران میرود. در تهران با آقای فتاحی، حسین فتاحی آشنا میشود. در کلاسهای داستان نویسی استاد فتاحی شرکت میکند و مدتی بعد در قم دبیر بخش داستان مجله پوپک میشود.
کتاب «غنچههای پاییزی»(ماجرای طفلان مسلم) او در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ میشود و این خود انگیزه او را برای نوشتن قصههای مذهبی برای کودکان و نوجوانان مضاعف میکند. کتابهایی که بعد از این کتاب به چاپ میرسند عبارتند از:«سروها ایستاده میمیرند»(داستان زندگی حضرت ابوالفضل)، «آن شب آن سردار»(داستان حضرت حُرّ) و «مسافر شهرهای بینشان»(داستان جندب).
غیر از این کتابها،سری کتابهای معصومین علیهمالسلام اوست که توسط انتشارات پیام آزادی تهران به چاپ رسیده است. و به نظر در این خصوص یکی از مجموعههای بینظیر است. او در مورد هر یک از معصومین 12 داستان کوتاه به نگارش در آورده است. برگزیده شدن این کتابها در مسابقات مختلف و همایشهای گوناگون دلیل بر موفقیت آقای ناصری در عرصه داستاننویسی است.
کتابهای دیگری نیز از ایشان به چاپ رسیده است که از «بم تا بم» یکی از آنهاست. من این کتاب را خواندم و یاداشتی بر آن نوشتم و در مجله سلام بچهها چاپ شد.
آقای ناصری در حال حاضر از لحاظ کارهای اجرائی سردبیر مجله پوپک، و دبیر بخش داستان مجله پوپک است. او در حوزه سطوح عالیه را به پایان رسانده و در دروس خارج شرکت میکند. و در زمینه تحصیلات دانشگاهی نیز فارغالتحصیل ارشد رشته تاریخ از دانشگاه شهید بهشتی تهران است.
برای ایشان آرزوی موفقیت و سلامتی میکنم. |