تبليغاتX
باغچه

باغچه

خداحافظی با سیاست‌نگاری!

پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386

از یک چیزی بیشتر رنج می‌برم و به همین خاطر می‌خواهم با عالم سیاسی‌نویسی وداع کنم. و آن اینکه می‌ترسم در نوشته‌های سیاسیم آبرو و حیثیت کسی را نشانه رفته باشم. خیلی احتیاط کرده‌ام و می‌کنم که این اتفاق نیفتد، و اگر گاهی از نقطه‌ ضعفهای بعضی از آقایان نوشته‌ام فقط در ابعاد سیاسی آنها سخن گفته‌ام. از چیزهایی که در عالم سیاست معمول است و پشت سر این و آن می‌گویند و به گمانم این نوع اظهار نظرات غیبت و تهمت محسوب نمی‌شود. با این حال دوست ندارم اتفاقاتی برای شخصیتهای سیاسی کشور ما بیفتد که حرف زدن از آنها شائبه‌های اینچنینی داشته باشد.

بیشتر شخصیتهای سیاسی کشور ما خوب و شایسته احترام هستند. اگر مسائل سیاسی را کنار بگذاریم هر کدام از این آقایان برای خود آدمی هستند حسابی. خصوصیات شخصی خودشان را دارند و معمولا هم خصوصیات بسیار خوبی دارند. ولی حرف اینجاست که این مخالفتها و هواداری‌های ما به عنوان یک شهروند عادی از کجا ناشی می‌شود؟ آیا به خاطر برخوردهای خصوصی آنهاست؟ آیا به خاطر مسائل خصوصی آنها و یا به خاطر مسائل دیگری است که ما می‌خواهیم با آنها دست و پنجه نرم کنیم؟

امروز می‌خواهم در این مورد سخنی کوتاه داشته باشم.

  از دوستان خوب مخالفم می‌خواهم بدون تعصب بخوانند و به صغری کبرای مسأله دقت کنند. بعد هم عصبانی نشوند. واقعا قصد نارحت کردن کسی را ندارم و این دعای قرآنی موسی علیه و علی نبینا‌السلام را هم می‌خوانم که شاید تأثیر گذار باشد: رب اشرح لی صدری و یسّر لی امری و احلل عقدةً من لسانی یفقهوا قولی!

در مملکت ما چند خط سیاسی وجود دارد که فعلا در محدوده حاکمیت، دعواهای سیاسی بین دو گروه مشهور است: چپ و راست.

در میان هر کدام از این دو گروه شخصیتهای مثبت هم بوده و منفی هم بوده است. حالا من می‌خواهم منظور از منفی و مثبت را در اینجا تبیین کنم:

در تفکر اسلام ناب و خط سیاسی حضرت امام رضوان‌الله علیه به کسی منفی اطلاق می‌شود که :

1.       با نظام جمهوری اسلامی مخالفت کند.

2.       با اصل ولایت فقیه ضدیت کند.

3.       با قانون اساسی جمهوری اسلامی مخالف باشد.

4.       با اعمال و رفتار خود بهانه دست معاندین نظام بدهد.

5.       خوراک و زمینه تبلیغاتی دشمن را فراهم کند.

6.       اگر مسؤولیت دارد در وظایف قانونی خود قصور و تخلف کند.

7.       در استفاده از بیت‌المال حریمی برای خود و اطرافیان نشناسد.

8.       اطرافیان خود را در استفاده از امکانات کشور کنترل نکند.

9.       در رفتارهای فردی خود تظاهر به فسق و فجور کند.

10.   و...

و منظور از مثبت هم با این بندهایی که ذکر شد مشخص می‌شود. تعرف الاشیاء باضدادها! ولی اگر بخواهیم در چند بند خلاصه کنیم منظور از مثبت کسی می‌شود که:

1. به این نظام اعتقاد داشته باشد.

2. به راه و افکار وآرمانهای امام اعتقاد داشته باشد.

3. با ولی فقیه زمان مخالفت نکند. از او تبعیت کامل قانونی و شرعی داشته باشد.

4. حاکمیتش حاکمیت اسلامی و علوی باشد نه اموی و عباسی!

5. از بیت‌المال به اندازه حق خود استفاده کند.

6. دست خیانتکاران به بیت‌المال را کوتاه کند نه اینکه با آنها هم همکاسه شود.

7. شیفته خدمت به محرومان باشد نه تشنه قدرت.

9. مدافع منافع ملی و اسلامی این مملکت باشد و در دفاع از آن هیچ هراسی به خود راه ندهد.

10. و...

حال مخاطب منصف مصادیق این گفته‌ها را بهتر می‌شناسد. اگر منصف باشد و تحجر و تعصب نداشته باشد بهتر می‌داند که چه کسی مثلا تظاهر به فسق کرده است. بهتر می‌فهمد که چه کسانی با خیانتکاران و رانتخواران و متجاوزان به بیت‌المال همکاسه‌اند. بهتر می‌شناسد که چه کسانی در کنترل اطرافیان خود عاجز بوده‌اند. حال در این مورد یک مثال روشن می‌زنم: در سیره حکومتی امام علی علیه ‌السلام آمده است که آن بزرگوار بارها با دختران و پسران خود روی استفاده ناصحیح از بیت‌المال برخوردهای بسیار تندی داشته‌اند. مثلا در مورد امام حسن و حسین علیهماالسلام هر دو آمده که حضرت آنها را با چوبدستی تهدید به تنبیه کرده و گفته اگر با چشم خودم نمی‌دیدم پیامبر از دندانهای شما نمی‌بوسید هر آینه با این چوبدستی به حسابتان می‌رسیدم. حالا آنها معصوم بوده‌اند و شاید ترک اولایی کرده‌اند. امروز اهل خانواده و اطرافیان شخصیتها در نظام ما گناه کبیره هم مرتکب می‌شوند کسی جلودارشان نیست. البته از حق نگذریم که در حالات بعضی از شخصیتهای سیاسی آمده است که فرزندان خود را برای اشد مجازات یعنی اعدام هم به دست قانون سپرده‌اند.(من نمی‌خواهم اسم ببرم ولی در تاریخ این انقلاب چند موردی اتفاق افتاده است.) در مورد امام (ره)اگر حرف بزنیم در موردی مثلا به فرمایش خودش حاصل عمرش را از مسؤولیت کنار می‌گذارد. و یا حتی در مورد نزدیکترین فرد خانواده‌اش موضع تندی از خود گرفته و دستور داده که او را حبس کنند.

حال ای برادران سیاسی چپ و راست!

بیایید در مخالفت و هوادری خودمان کمی دقت و تأمل داشته باشیم. مثلا من خودم اگر با آقای خاتمی مخالف هستم در پستهای قبلی با استناد به بعضی از قصور ایشان، این مسأله را توضیح داده‌ام. و یا اگر از دکتر احمدی‌نژاد هواداری می‌کنم با توجه به عملکرد مثبت ایشان و مطابقت اعمال و رفتار این بزرگوار با بندهای مثبتی است که شمردم. بنده به جهت حوصله جر و بحثهای سیاسی را نداشته و وظیفه خودم را نوشتن در موضوعات دیگری می‌دانم از عالم ژورنالیستی خداحافظی می‌کنم و اطمینان می‌دهم که نه کسی مرا تهدید کرده و نه کسی تطمیع؛ بلکه به اختیار خود از این وادی خداحافظی می‌کنم.

امیدوارم خدا ما را از شر نفسمان نگهدارد.

کمی به ما انصاف دهد و ما را از تعصبهای نابجا حفظ کند.

به امید ظهور دولت حق

 

 

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 13:52 توسط مجید محبوبی


بی تو بی هم قطار می میرم ، من از این انتظار می میرم
منو از روز رفتنت کشتی ، برنگردی دو بار می میرم

همه ی سال بی تو یک روزه ، من به روزهای هفته بدبینم
حالم از بعد رفتنت خوش نیست ، همه روزها رو جمعه می بینم

مثل پروانه ای که تو پیله است ، دلم از این همه قفس خونه
جز تو که روزگارم رو دیدی ، دیگه کی حال ما رو می دونه
من ، من دارم از تب تو می سوزم ، دل دریا رو آب کن ، برگرد
زندگیم انتظارته هر روز ، زندگیمو رها کن از این درد


كد آهنگ

كد موسيقی


Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ

مسیریابی رایگان نوکیا توسط Ovi Maps v3.0

طراحي و ساخت سايت با استفاده از Basekit.com

کتاب افزونه‌های فایرفاکس - شماره ۱

دانلود نرم افزار موبایل